امیر گنه توفیق خدای داور
سمیع و بصیر و همه جا وه حاضر
دانا و توانا و قیوم و قادر
به اون ده و دؤ دوس که مره نیازار
امیر می گوید که به مدد و خواست خداوند حاکم
به آن خداوند شنوا و بینا و در همه حاضر وپیدا
به آن خدای دانا و توانا و یابنده و قدرتمند
و تو را به دوازده امام (ع) سوگند که مرا آزرده نساز .
به اون مسجد بی سر و گرد و جار در
به اون تربت که بَخِت بیه پیغمبر
به اون خدایی که نیه ربّ دیگر
مه ره نیه دوسّی به دل غیر حیدر
به آن مسجد بی سقف و گرد و چهار در سوگند
به آن خاک پر برکت که پیامبرخدا بر آن آرمید،سو گند
سوگند به ان خدایی که جز او خدای دیگری نیست
که در دل من عشق کسی جز عشق مولا علی وجود ندارد
کدوم بنده ر دگاردنّیه از این در؟
کدوم بندوئه که خاک دکرده شه سر؟
مگر یهودمه، گبر و ترسا یا کافر
که نه روز دارمه من شو دارمه دیگر
کدامین بنده از این درگاه روی دل برگردانده است؟
کدام بنده خاک سیاهبختی روی خد ریخته است؟
مگر من یهودی و زرتشتی ومسیحی و یا کافرم
که دیگر نه شب وصلی دارم و نه روز امیدی
گوهر ته بندومه، ته هندیمه گوهر
مِره هِندسپون خواجه بیارده ته وَر
سر و په برهنه، بیمومه ته در
درمه
برچسب:
نویسنده: الینا مهدوی
تاريخ: سه
شنبه
3 اسفند
1395 ساعت: 9:43